تبریک سالگرد ازدواج حضرت زهرا (س) حضرت علی (ع)



سالروز ازدواج حضرت علی (ع)وفاطمه زهرا (س)مبارکباد

لباس عروسی مولا حضرت زهرا(س)

یکی ازشبهای سال دوم هجرت است ،عجیب است که ستارگان همچون نورافکنهای خیره کننده ایی مدینه را روشن نموده اند درزمین همه درحال جشن و شا دی هستنداما انگار درآسما نها شادی بیشتری موج میزند،ملائکه فوج فوج به سوی زمین در حرکتند از سویی جبرییل با هفتاد هزار ملک از سوی دیگر اسرافیل با هفتاد هزار ملک واز سوی دیگری میکاییل با هفتاد هزار ملک،در حالیکه تاجهای گلی دردست دارند.
خدایا مگر چه خبر است ،انگار تمام هستی در حال جشن وسرور هستند وعالم آفرینش به جنبش آمده وکل موجودات درحال پایکوبی هستند ، آری امشب قرار است زنی از دامان پاک خدیجه به خانه شویش برود، آنکه پیامبر جز با دیدن او صبح وشام آرام نمیگیرد ،آنکه مقامش از کل پیامبران بالاتراست،آنکه ولی است اما درمسند ولایت نیست، انکه زهره آسمانهاست وتکوین هستی به خاطر اوست  وچه زیبا در شعر آمده است:
درازل پرتو حسنت زتجلی دم زد                    
                                      عشق پیدا شد وآتش به همه عالم زد
به هر حال زهراست که به خانه علی (ع)میرود ،مرد شمشیر وشهامت ،مرد عبادت وعطوفت ،مرد سخاوت وشجاعت ،یعنی انسانی با تمامی ابعاد الهی ،انسان کامل و او به این انتخاب خویش افتخار میکنداما دلش کمی غمگین است زیرا که مادر ندارد اما پیامبر انیس ومونس او، براین غم هم چاره اندیشیده است ام سلمه را برای کمک او فرستاده است..
ام سلمه به او لباسی را میدهد که هدیه مادر برای شب عروسی اوست،نگاهی به آن می اندازد.... چقدر برایش عزیز است ....یادخاطرات تلخ شعب ابیطالب می افتد....آزار واذیت یاران پدر گرامی اش وتشنگی وگرسنگی آن دوران اشک در چشمانش حلقه میزند که بعد آن واقعه  مادر را از دست داده بود وحال چقدر به او نیاز داشت  .....
به هر حال لباس را به تن می پوشدو آماده حرکت .... زنان بنی هاشم با هلهله تنها دخت پیامبر عزیز شان را همچون صدفی در آغوش گرفته وشادی کنان بدرقه اش میکنند ناگاه زنی که لباسی مندرس برتن دارد راه را بر او می بندد چه شده ؟...با آه وافسوس :زهرا (س)جان من لباسی در بر ندارم مرا کمک کن ....
 زنان سعی دارند او را دور کنند که مولا به سمت او برمیگردد هاله ایی از اشک چشمانش را پوشانده است : نگران نباش لختی درنگ کن ..
همه منتظرند... در مقابل چشمان حیرت زده اطرافیان دوباره باز میگردد لباس تنش ، تنها یادگار مادر عزیزش را از تن در می آورد ....
در اندیشه است .... آیا ازمن پذیرفته میشود :خدایا از من راضی باش که رضای تورا بر همه چیز ترجیح میدهم....
به سمت زن برمیگردد لباس را به او میدهد وهمه در تعجب ....چرا لباسی دیگر به آن زن نمی دهد
چرا ؟ زیرا که او الگو واسوه است برای تمامی زنان ومردان در تمامی اعصار وقرون ، که او دخت نبوت همسر ولایت ومادر امامت می باشد واوست که الگویی برای دل کندن از وابستگیهاارائه میدهد واین آخرین بار نخواهد بود که او درتمامی لحظات زندگی وقتی که خود وخود خواهی وحتی فرزند خواهی مطرح است فقط خدا را میبیند وآنچه که رضای اوست را میجوید.
با این حرکت علاوه بر تحسین یاران رسول الله (ص)با تحسین ملائکه نیز روبرو میشود ...
او در حالی که رضای خداوند ودعای خیر زن ژنده پوش را همراه داشت با فوج ملائکه به سوی خانه همسرش روانه میگردد.
مهدیه
/ 3 نظر / 13 بازدید
مسیح من

سلام ممنون از حضور شما نظر شما ناقص اومد لطفا دوباره بفرستید .[گل]

مجتبی‌ حجت الاسلامی

سلام بیشتر از سی‌ سال پیش خونهای ملت ما درخت استقلال ، ازادی ، جمهوری اسلامی را میوه دا ر کرد ولی‌ متاسفانه رهبران ما غصهٔ پول چینی‌ ها و معاملات با اینها را میخورند و یا اینکه غصهٔ. این فلسطینیها و یا بدتر از همه حزب الهی ها را میخورند . هرکس ریش داره با یک اسلحه ادعای اسلامی بودن میکنه . من هزار با ر برای جمهوری اسلامی حقیقی‌ جان میدهم ولی‌ حاضر نیستم یک قطره خون برای این اسلام خراب کنها بدهم . امیدوارم این رهبران ما در روز سال گرد انقلاب فریاد االله و اکبر های مردم را دلیل بر اغتشاشگری تعبیر نکنند همین الله و اکبر های مردم بود که رهبران ما را بر کار گزا شت . بنده سی‌ سال پیش در مدرسهٔ طلاب قم درس خواندم و دو سال و نیم زندان شاه بودم . الله و اکبر

mehraneh

ممنون ازسایتتون